احمد بن محمد ميبدى
562
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
( سورهء - 17 - اسراء - ( مكّى ) 111 آيه ) [ آيه - 1 ] ( تفسير لفظى ) جزو پانزدهم : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . پاك و بىعيب خدائى كه به شب بندهاش را از مسجد مكّه به مسجد بيت المقدس برد ! كه ما اطراف آن مسجد را با بركت كرديم ، تا به او آيتها و نشانيهاى خويش بنمائيم ، كه اوست شنواى بينا . ( تفسير ادبى و عرفانى ) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . اللّه نام خداوندى است نامورتر از نام بران ، راستنامتر از همه ناموران ، كردگار جهان و جهانيان و خداوند همگان . رحمن است و دارندهء آفريدگان از دوستان و دشمنان ، فراخ بخشش در دو جهان . رحيم است و مهرنماى و دلگشاى ، دوستان را راهنماى ، عارفان را سرّآراى ، نكونام و بندهنواز ، كريم و مهربان ، در گفت شيرين ، و در علم پاك ، و در صنع زيبا و در فضل بىكران . پير طريقت گفت : اى بوده و هست و بودنى ، گفتت شنيدنى ، مهرت پيوستنى ، و خود ديدنى ، اى نور ديده و ولايت دل و نعمت جان ، و هميشه مهربان ، نه ثناى تو را زبان ، نه دريافت تو را درمان ، اى هم شغل دل و هم غارت جان ! خورشيد شهود يكبار از افق عيان برآر ، و از ابر وجود قطرهاى چند بر ما باران بار . 1 - سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ . آيه . خداوند آسمانها و زمين در صدر آيه بر خود ثنا كرد ، آنگاه كرامت مصطفى جلوه كرد و شرف وى بر خلق نمود ، اوّل خود را به بىعيبى گواهى داد و به پاكى ياد كرد ، خود را خود ستود و كمال قدرت خود را با خلق نموده حوالت معراج رسول با كار خود كرد نه با كار پيغمبر تا منكر را شبهت نيفتد ، و بر منكر حجّت بود و داند كه عجايب قدرت را نهايت نيست و از كمال قدرت قادر ، اين حال بديع نيست ! ديگر معنى آنكه كرامت و شرف مصطفى بر مردم جهان جلوه كند تا جهانيان بدانند كه مقام وى مقام ربودگان است بر بساط صحبت ! نه مقام روندگان در منزل خدمت ! زيرا ربوده در كشش حقّ است و رونده در روش خويش ! او كه در كشش حقّ است در منزل راز و ناز است و سزاى او اكرام و اعزاز ، و او كه در روش خويش است بر درگاه خدمت ، باز همىخواهد و همىجويد تا خود منزلتى يابد ! آن مقام ربودگى ، مقام مصطفى حبيب حقّ است و اين مقام روندگى ، موسى كليم حقّ است كه در مورد محمّد فرمود : او را بالا برد در شب به آسمانها ، و دربارهء موسى فرمود : موسى به وقت آمد ، موسى آينده است و به خويش رونده ، و محمّد برده شده است از خود ربوده . آنكه رونده باشد پس از فصل وصل يابد و آن كس كه ربوده شده باشد از همان آغاز وصل بود و خاتمتش خلعت فضل . آنكه فرمود : بندهء خود را به شب برد ، براى راز و نياز به حضرت حقّ برد ، زيرا كه شب موسم عارفان و وقت خلوت دوستان است و آرامگاه مشتاقان هنگام نواخت بندگان است ، چون شب درآمد ، دوستان را وقت خلوت آمد كه رقيبان در خواب و دشمنان دور ! خانهء خالى و دوست منتظر و مسرور . خداوند به داود فرمود : اى داود ، آن كس كه شب خوابد دعوى دوستى مرا نشايد . و به محمّد فرمود : اى محمّد ، در راه ما هركه رنجى كشد از پس آن گنجى برد ، تو را گفتيم به شب خيز و نماز كن ، ما هم فرموديم كه به شب خيز و بيا با ما راز كن ، تا بدانى كه ما رنج هيچكس را ضايع نكنيم و هركس را به سزاى خود رسانيم .